بقیه پست های وبلاگ بیست و دو در اون وبلاگ گذاشته میشه،اگرچه وبلاگ بیست و دو باقی میمونه....
این هم به خاطر امکانات محدود بلاگفا ست
ادرس جدید وبلاگ
دیگه پست جدیدی در بیست و دو گذاشته نمیشه،از روز جمعه23/12 تمامی پست ها در وبلاگ جدید
بقیه پست های وبلاگ بیست و دو در اون وبلاگ گذاشته میشه،اگرچه وبلاگ بیست و دو باقی میمونه....
این هم به خاطر امکانات محدود بلاگفا ست
ادرس جدید وبلاگ
دیگه پست جدیدی در بیست و دو گذاشته نمیشه،از روز جمعه23/12 تمامی پست ها در وبلاگ جدید

تصاویری متفاوت از سونگ ایل گوک



ششم فوریه

وقتی عکسم را به دختری دادم ،گریه کرد



کلیپ تهیه تقویم سونگ ایل گوک
فقط دو قسمت دیگر از ترجمه سریال امپراطوری بادها مانده
امروز صبح سایت d-addict ترجمه انگلیسی قسمت 36 سریال رو هم برای دانلود گذاشت


گزارش یکی از خبرنگاران از مراسم جشنواره
وقتی جایزه را گرفت بسیار متواضع بود ،به نظر می امد از درون خالی شده چون از قبل برای حرف زدن چیزی اماده نکرده بود.وقتی از پله ها بالا می امد تماشاچیان مشتاق او نبودند....دختره رو نگاه کنین چه ذوقی میکنه جایزه گرفته ،البته موهای بعضی ها هم که دیدن داره،هنوز نفهمیدم این گیس ها رو واسه چی اینطوری بلند کرده

در مراسم جشن کریسمس:سونگ ایل گوک گلاس جانگ گیوم سوک را نگه داشت...
نگاه کنید سونگ ایل گوک بچگی هاش چه کارهایی که نمیکرده
![]()
قسمت های از سریال دوران دوست داشتنیterms of endearment
تقدیم به الناز عزیز و دوستداران این سریال
بچه داری سونگ ایل گوک دیدنیه!
مستندی تهیه و در تلویزیون کره پخش شد....
چرا انقدر تپل شده؟ این زلف ها واسه چیه؟
![]()

کره شمالی ها گفتند: سونگ ایل گوک!تو مال ما هم هستی
بخش اول
کارنامه کاری سونگ ایل گوک از ابتدا تا سریال افسانه جومونگ

بخش دوم

کارنامه سونگ ایل گوک از ابتدا تا سریال افسانه جومونگ
بخش اول





عشق بیهوده
در این درام سونگ ایل گوک جایزه بهترین بازیگر مرد
را از کا بی اس گرفت
در این سریال هان گا این نقش مقابل او را بازی میکند

دومین کولاکم درباره عروسی سونگ ایل گوک!!تقدیم به همه دوستداران سونگ، 3ساعت وقت گذاشتم تا این مطلب ها رو جمع بندی کردم
پشت درهای بسته چه خبر بود؟؟!!
بازیگران دعوت شده ، حق سونگ ایل گوک را ادا نکردند!
35 مورد واقعیت ها و واکنش ها و عکس العمل ها در برابر پدیده ازدواج سونگ ایل گوک
کپی نزنین راضی نیستم مدیونین!!! هر چند که میزنین و عین خیالتون هم نیست(بعضی ها)



بازیگر سونگ ایل گوک سی و هفت
ساله، از اتهام حمله به یک زن گزارشگر تبرئه شد.اداره ناحیه مرکزی پیگیری های سئول
اعلام کرد که سونگ از تمام اتهام ها مبرا است و به جای ان گزارشگر را به جرم اتهام دروغین متهم کرد.
وکیل سونگ ، لی جائ من گفت تمام اتهاماتی که به سونگ بسته شد دروغ از اب
در امد.
"گزارشگر کیم به خاطر این اتهام دروغین بازپرسی خواهد شد."
سونگ از قبل درخواست 2بیلیون ون غرامت علیه گزارشگر زن و ان شرکت خبرگزاری
اینترنتی که این داستان رامنتشر کرده نموده است
این نویسنده ازاد، که اغلب در مجلات زنان مینویسد، سونگ را متهم به ضرب و
شتم کرده بود.

عروسی مخفیانه سونگ ایل گوک در پانزدهم ماه مارس(فردا بیست و پنجم اسفند ماه)
اینم از عروس خانوم




mydaily
اطلاعات عروسی سونگ
1-مراسم در روز 15مارچ ،بیست
اسفند در ساعت 6عصر در هتل شراتون والکرهیل ( در سئول) برگزار میشود.
2-یک کنفرانس مطبوعاتی در اواخر
ژانویه ترتیب داده شده بود که به خاطر قضیه اتهام به تعویق افتاد
3-د رتاریخ دهم فوریه ، بیست و
یکم بهمن، عکس های عروسی در بالی گرفته شد.
4-ازانجایی که همسرش در پوسان
کارهای قضایی را به عهده دارد ، بعد ازازدواج در ان جا می مانند.
طبق گفته نماینده سونگ ، او و همسرش برای مدتی تا بعداز ازدواج در پوسان میمانند تا زمانی که به سونگ کار جدیدی پیشنهاد شود.
برین ادامه مطلب تا متوجه بشین چرا جنتلمن هست!

سونگ و گزارشگره هست ، داغه باید هر چه زودتر گفته بشه....تقدیم
به همه طرفداران سونگ، گرچه من فکر میکنم این ماهنامه در حال
ورشکستگی بوده این فیلم رو درست کرده تا سونگ بیچاره رو گیر
بندازن...خدا بهتر میدونه
منبع:
Asian fantastic

منبع:
Korean actor and actress
من نمیدونم این بیچاره رو چرا اینقدر اذیت میکنن
قسمت دوم و اخر
مترجم:یاسی
27%زنان دوست دارند سونگ ایل گوک مهمان انان باشد!
تقدیم به طرفداران سونگ ایل گوک
به نقل از مجله تلویزیونی کره
ظاهر سونگ ایل گوک به یک قهرمان جوانمرد شبیه است.از
همان اولین باری که در سری های درام کره ای حضور یافت به خاطر فیزیکش ، قدش که مثل
یک مبارز 185سانتی متر است ، نگاه دوستداشتنی اش ، صورت خندانش و تواضع و رفتار
مهربانش محبوب شد.
این خصوصیات مشخص میکند که پدرومادر وی برای تربیت
وی از چیزی فروگذار نکرده اند.
وی به خاطر شخصیتش است که از جانب تماشاچیان مورد
حمایت قرار میگیرد.
او به خاطر بازی خاصش در سریال قهرمان جومانگ خیلی
مورد تحسین قرار گرفته است.
وی علی رغم شهرت بیش از حد فروتن مانده است
وی میگوید :"نباید از فروتنی غافل شد " و
خودش این یک صفت از همه خصوصیاتش را از
اولین پروژه تا پروژه فعلی حفظ کرده است.
علاوه بر وجود استعدادش ، شخصیتی دارد که باعث میشود مردمی که اطراف وی هستند به وی احترامی بگذارند که همیشگی است.
از هشت سال پیش مردم با چهره وی اشنا شدند.ولی در
اخر با جومانگ به قهرمان فعلی تبدیل شد.
قابل توجه:
سونگ ایل گوک با اخلاقی خوش در استودیو حاضر شد.او
که اسپورت لباس پوشیده بود
با بسته های بزرگ در هردو دستش از راه رسید.
بعد بسته ها رو به من داد.(مترجم:به عنوان هدیه)ممکن
است فکر کنید داخلشون اجناسی از مغازه های عادی بود.ولی متخصص لباس و گریمش به من
گفت که خودش این هدیه ها رو انتخاب کرده است.ما خیلی تحت تاثیر قرار گرفتیم.خودش
میگفت اینها جنس های شخصی جومانگ هستند و ما دلگرمی او را حس کردیم.
واقعا قبل از شروع مصاحبه ، حدس میزدیم که این
مصاحبه جالب خواهد شد.
از فاصله دور بوی عطر خوشبوی او را حس میکردیم.هدیه
و حضور غیر منتظره اش مصاحبه ی ما رو جالب تر کرد.
ما احساس خوشحالی و افتخار میکردیم.
Legend:
توضیح:
س:سوال
ج:جواب
***************************************************************س:بعد
از بازی در درام تاریخی مشهور جومانگ چیکار میکنی؟
ج:فعلا در وسط کار "مبلغ
پارلمان"هستیم.چندروز پیش کارمون در امریکا تمام شد و بعضی از صحنه هارو هم
در کره فیلمبرداری کردیم.
س:در مبلغ پارلمان چه نقشی داری؟
ج:من نقش هالی رو دارم نه اسمش قابل فهم تره اسمش
هری هست(خبرنگار خندید).هری دوران کودکی بدی رو داشته و وقتی بزرگ شده یه دلال اسلحه هست.
س:شما یک جلسه عمومی با تماشاچی ها داشتید درست
هست؟چطور بود؟
ج:اگرچه انها تماشاچی های کره ای همیشگی نبودند اما
احساس شرم میکنم.و کمی سخت و عجیب بود.
س:قبل از جومانگ نقشت در هائسین رو هم عالی بازی
کردی.ستاره سینمایی جائ سئو ک هم بود؟
ج:راستش دونفر برای بازی در نقش یوم جانگ در هائسین
کاندید شده بودند.مسلمه که اول به اون پیشنهاد داده بودن ولی به خاطر یه سری
اتفاقات من نقش رو بازی کردم.اون موقع تازه ائجانگ رو تموم کرده بودم و سنارویی به
من پیشنهاد شد تا بازی کنم .ولی درباره جومانگ بازی کردن در این نقش قسمتم بود
س:هائسین و جومانگ هر دو درام های تاریخی اکشن
هستند.نقش شما در هردو قوی و شبیه به هم بود.خودت هم قبول داری؟
ج:هر دو سریال خوب بودن.تفاوتش اینه که در هائسین من
در کل سریال ادم بدی بودم که این نقش رابطه نزدیکی با زندگی واقعی من داره.شوخی
کردم(سونگ خندید)اما الان در مقایسه با جومانگ جدا خیلی باهم فرق دارن.من در
هائسین ادم بده بودم ولی در جومانگ ادم خوبی هستم
س:طرز ایفای نقشت چی؟
ج:این به نحوه بازی کردن و گریم بستگی داره(سونگ
میخنده)در جومانگ دیالوگ ها جدی تر بودو عمق بیشتری داشت.ولی در هائسین به خاطر
نوع جملات فشار بیشتر بود.نوع بیان کردن هم متفاوت بود.خیلی برام سخت بود که وسط
تابستون لباس جنگی بپوشم ولی بالاخره عادت کردم. و در نهایت انگار کار در جومانگ تقدیر من بود
س:قسمتت بود؟بعد از اینکه تصمیم گرفتی نقش جومانگ رو
ایفا کنی میدونستی که خود کلمه جومانگ یعنی"خبره در تیر و کمان"؟
ج:بله.این نقش طوری نبود که بتونم ازش بگذرم یا قبول
نکنم.
این یه حقیقته که بازیگری که نقش قهرمان رو بازی
میکنه هرگز فراموش نمیشه.هر کاری هم که بکنم این نقش همیشه بامن درارتباط خواهد
بود و همیشه درون من باقی میمونه.سخت هم نبود.بعلاوه اسم من یعنی"یک
کشور" و روز تولدم در روز یکم اکتبر در روز ملی نظامی کره بوده.
مادرم و پدربزرگ مادری ام من رو به کشور هدیه دادن.
یه جورایی جومانگ با اجداد من در رابطه است.پس شاید
این ایفای نقش برای من بیش از تقدیر باشه
س:حالا که یه همچین بازیگری توانمند توی این سطح
هستی عکس العمل مادرت چیه؟
ج:مادرم همیشه به خاطر موفقیت هام تشویقم میکنه
و بهم هدیه میده.وقتی نقش در هائسین رو
قبول کردم فکر میکردم کار با جومانگ سخته ولی اینطوری نشد.خیلی از صحنه ها باید
درست عین هائسین بر پشت اسب سواری میکردم.با توجه به اینکه باید از تیر و کمان هم استفاده میکردم.من برای نقش جومانگ خودم رو برای این چیزها اماده کردم.
س:برای ایفای نقش جومانگ جایی هم به مشکل برخوردی؟
ج:موقع اسب سواری تو سرازیری باید کمان رو
میکشیدم.موانع خطرناکی وجود داشت و صحنه های اکشنی هم بود که به زمان بندی درست
احتیاج بود تا خوب دربیاد ولی خوشبختانه تونستیم اون صحنه ها رو بی خطر تموم کنیم.
یه بار تو صحنه مسابقه تیر و کمون اونجایی که چشمای منو بسته بودن به یکی از نشونه ها
خوردم
س:وقتی میگی جومانگ ، مسلما منظور همون " تیر
انداز خبره " هست ولی ...
ج:واقعا تیر به اون نشونه میخورد.اسون نبود ولی چون
من قبلا یه کم تیراندازی بلد بودم و یه کم تجربه اش رو داشتم ، خیلی به دردم خورد.
ما دونوع تیر کمان داریم.یکی 45 پوندبرای حمله های
از فاصله دور و یکی هم 25پوند برای نشونه گیری در حال توقف.وقتی به سمت هدف نشونه
میرین باید برای یه لحظه مکث کنین ، اون وقت دیگه لازم به کمان سنگین تره هست؟
(لبخند میزنه)موقع تیر اندازی که باید اون کمان
سنگین تره رو حمل میکردم بازوهام میلرزید ، که اینم اتفاق خوبی نبود چون من جومانگ
نبودم.مجبور بودیم از اول تیر بندازم که بالاخره به وزنش عادت کردم.
س:واقعا وقتی چشمات رو بسته بودن به نشونه ها خوردی؟
ج:(خجالت میکشه)یه اتفاق ساده بود
توضیح:اگر نام هائسین رو دیدین منظور
همون امپراطور دریاست
س:توی بعضی صحنه های اکشن صدمه دیدی.میشه توضیح بدی؟
ج:یه زخم کوچیک بود. زخم خطرناکی نبود.تو چند موقیعت متفاوت
چند نوع متفاوت زخمی شدم.یه بار که اسب سواری میکردم و تو سرازیری بودم اسبه سر
خورد و منم افتادم پایین.پام پشت اسبه بود.در جومانگ اسب روندن اونم از عقب روندن
خیلی لازم بود.توی یه موقعیت هم اسبه از روم پرید. مثله اینکه با جونت بازی کنی.تا
اسب داشت میومد سمت من ،رفتم کنارو صدمه
ندیدم
س:ایا تو هائسین و جومانگ کارهای سختی مثل این جور کارها
بود؟
ج:بازی تو هائسین از جومانگ راحت تر بود.مخصوصا اگه بخوای
نقشی رو بازی کنی که بهش عادت نداشته باشی.کار سختی بود
س:واسه نقش جومانگ جوان باید مو کمکی برات میذاشتن وسبیلت رو برمیداشتن؟
ج:اره یه چیز عجیب هم این بود که بازیگر زنی که نقش مادرم
رو داشت باید در اصل از خودم بزرگتر باشه، ولی راستش اون هم سن خودمه(میخنده)مجبور
شدم برای موهای کمکی و برداشتن سیبیلم برم پیش یه متخصص پوست .تصمیم گرفتیم برای
این که کار واقعی دربیاد من این کار رو بکنم.
چون فیلمبرداری طولانی بود مجبور بودم گذاشتن مو و برداشتن
سیبیل رو سه یا چهاربار تحمل کنم که باعث شد مدل رشد موهام تغییر کنه.من که الکی
کچل نشدم به خاطر جومانگ بوده که کچل شدم(میخنده)
س:سخت ترین صحنه های فیلمبرداری کدوم ها بود؟
ج:من شخصا دوست دارم اینطور چیزها رو زودفراموش کنم.من ادم
خوشبینی ام.صحنه مرگ یه کم سخت بود.توی شب وسط زمستون توی لوکیشن داشتیم
فیلمبرداری میکردیم ، مثل جهنم بود.و حدود چهار صبح فیلمبرداری تموم شد.من خوابم
میومد ، سردم هم بود و میلرزدم.باید یه عالمه لباس میپوشیدم.چون سردم بود دلم
نمیخواست برم واسه کار از طرفی فیلمبرداری هم خوب نشده بود.
مسئول لباس و گریمم میگفت به این میگن خودکشی.در فیلمبرداری
توی تابستون باید سه یا چهار تا کیمونو میپوشیدم.هوا گرم بود واقعا گرم بود.ولی
راستش صحنه خوبی شد.بعد از فیلمبرداری یه صحنه سخت یه حسی بهت دست میده ،احساس
خستگی میکنی ولی اهمیت نمیدی چون اونی که مهمه اینه که یه کاری رو تموم کردی و
کاری رو انجام دادی که امیدواری روی بقیه اثر خوبی بذاره
س:بازیگر نقش پدرت چی؟
ج:دونفری که نقش پدر من رو بازی کردن از من بزرگترن که ارزو میکنم بتونم باهاشون رقابت کنم
س:تو قبلا ازمون هنرپیشگی تجاری دادی؟
ج:اره یه فرصتی بود برام.از اینکه میتونستم توی یه ازمون
اینجوری باشم خوشحال بودم.وقتی رفتم به محل فیلمبرداری، واسم جای عجیبی بود
س:واسه کجا بود؟
ج:واسه یه شرکت بیمه بود.فیلمبرداری توی ساحل غرب کره
بود.جو مثل بیابون بود خورشید وسط تابستون که اتیش میریخت واقعا گرم بود.حدود چند
صد نفر اونجا بودن.یه صحنه ای هم بود که مردم پودر سیمان رو با پنکه پخش میکردن.سخت
بود...ولی چون من ورزشکار بودم هوا خیلی واسم بد نبود
س:وقتی خبر پخش جومانگ رسید و تو از کارکنان کار تعریف کردی
ما خیلی تحت تاثیر قرار گرفتیم.
ج:وقتی یه سریال پخش میشه تنها کسایی که سودمیکنن بازیگرا
هستن.ولی کسای دیگه ای هم هستن که در ساخت سریال سهم دارن که در طو ل فیلمبرداری
کارهای سختی رو دارن.ممکنه مورد توجه قرار نگیرن واسه همین من اینکار رو کردم
س:به خاطر موفقیت جومانگ از کادر مدیریت پاداشی هم گرفتی؟
ج:(قرمز میشه)کارکنان پاداش گرفتن(لبخند میزنه)
س:اون خانومی که در جومانگ به خوبی در نقش سو سئو نو ظاهر
شد ازت خوشش نیومد؟
ج:( فکر میکنه)این مردی که درباره اش حرف میزنین(منظور سونگ
هست) یه زن کله شق ازش خوشش میاد
س:ایده الت چیه؟
ج:ایده ال چی؟(دوباره قرمز میشه)
س:تو مصاحبه قبلی تو گفتی که از دختری که به مادرت ا حترام
میذاره و باهاش رفتار خوبی داره خوشت میاد؟
ج: یه جواب مطمئن دادم (میخنده). نه من از یه خانوم مهربون
و دوست داشتنی خوشم میاد. برای من فرهنگ کافی نیست، فعلا برام فرقی نداره چطوری
باشه شایدبعدا برام مهم بشه(میخنده)
س:تو توی دونوع درام تاریخی نقش داشتی که لباس های خاصی رو
پوشیدی ،اوضاع چطور بود؟
ج:لباس جنگی واقعا سنگین بود.ما هشت ساعت فیلمبرداری کردیم
ولی باید نوبتی دو ساعت صبر میکردیم تا فیلمبرداری کنیم.پوشیدن و دراوردنش طول
میکشید واسه همین مبجور بودیم در مواقع غیر لزوم هم تنمون باشه.وزن لباس جنگی حدود
10کیلو بود.تازه مجبور بودیم یه تکه محافظ گردن هم بپوشیم که راحت نبود.وسط
تابستون بود و میتونین تصور کنین که پوشیدن لباس های سنگین زیر نور خورشیدچطوریه.بعضی
وقت ها موقع غذا خوردن یا بعدش میخواستم تکه تکه اش کنم.(میخنده)به سختی
میپوشیدمش، باید یکی کمکم میکرد و حدود 2 ساعت توی اتاق استراحت میموندم.کارکنان
هم مجبور بودن منتظرمن بمونن ،اما دوساعت منتظر کسی بودن کار خوبی نیست.دلم
نمیخوادبقیه معطل من باشن
س:شنیدم به عکاسی و فیلمبرداری علافقه داری؟
ج:اره همیشه اخرین وسایل پیشرفته اینها رو میخرم.من به
کامپیوتر شخصی ام میگم ابر کامپیوتر.من سیستمم روخودم اسمبل میکنم و توی اینترنت
دنبال عکس های جالب میگردم.از اینترنت بود که به عکاسی علاقه مند شدم.خودم رو عکس
ها مطالعه میکنم.واسه عکس هام دنبال موضوع میگردم.علاقه ام باعث شد که یه دوربین
کوچک به پیشرفته ترین نوع دوربین تبدیل بشه .فعلا از یه
DLSR
استفاده میکنم(دوربین دیجیتال تک لنز بازتابی)
س:میدونی که مردم میگن موذی هستی
ج:واقعا اینطوری فکر میکنین؟بعضی وقت ها ذهنم جاهای دوری
میره.از اذیت کردن خوشم میاد.ذاتا ادم شوخی هستم.گریه هم میکنم.هیکلم گند ه
است.قدم بلنده و وقتی هیچی نمیگم باید منتظر اذیتم باشین و بترسین(میخنده)در طول فیلمبرداری با بقیه
صمیمی ام.بقیه هم همینطورن و کار کردن رضایت بخشه
س:بعد از بازی در جومانگ زندگیت تغییر کرده؟به عنوان یه
بازیگر یا یه ادم عادی؟
ج: (خجالت میکشه)یه مدت زندگیم عوض شد.به عنوان یه ادم تمام
دنیا میشناسنت.بازی کردن بخش اصلی زندگی یه قهرمان معروف چیز ساده ای نیست
س:خلوت خصوصی ات رو از دست دادی؟
ج:بله سخته چون من ادم عجیبی ام.اگه یه چیزی بخوام ؛ یا بخوام
خرید کنم منو میشناسن.
نمیتونی قایم بشی ومردم میان طرفت واسه همین خلوتت روازدست
میدی.
تو مسئول تمام رفتارهاتی کارهایی که مردم میکنن نمیتونی
انجام بدی چون همه خبردار میشن انگار که تمام وقت چشماشون به سمتت نشونه رفته خیلی
سخته ول من پشیمون نیستم
س:وقتی جومانگ رو
تموم کردی همه به عنوان یه بازیگر ملی بهت نگاه میکردن.این باعث نشد که حریمت خصوصی ات محدودتر بشه؟
ج: من ؟بازیگر
ملی؟مگه میشه(ازخجالت تا گوشهاش قرمز شد)
س:همه حواسشون به
طرز حرف زدنت، رفتارت، و اینکه چی توجهت
رو جلب میکنه هست .مگه نه؟
ج:حالا که وارد کار
جدیدی به نام "مبلغ پارلمان"شدم و مردم هم منو بیشتر خواهند شناخت فشار
روم بیشتر میشه.دوست دارم تو حد و اندازه توقعات خودم از خودم ظاهر بشم .بعضی وقت
ها نمیتونم معنی حرف های بقیه رو بفهمم.حتی بعضی وقت ها موقع فیلمبرداری خیلی ها
هستن که میان باهام حرف میزنن ، داد میزنن و یه کلمه هایی رو میگن ولی من نمیفهمم
واسه همین دستیارم بهم میگه احمقی.
س:خصوصیت اصلی سونگ
ایل گوک؟
ج:برای من خودم
بودن کار سختی نیست.(مترجم منظور تظاهر نمیکنم)بعضی وقت ها که نقش های مختلف بازی
میکنی احساس میکنی خودت هم عوض شدی ...اما نه برای من خودم بودن راحته
س:بعضی وقت ها مثلا
خرید که میری، شده که مردم بهت نگاه خاصی داشته باشن؟
ج:خیلی وقت ها شده که
غذا سفارش میدم ،البته غذای زیاد سفارش میدم چون من شکمو ام(میخنده)، و بقیه با
نگاه بهت میفهمونن "چطوری میتونی این
همه رو بخوری؟" و مردمی که اطرافم هستن انقدر نگاهم میکنن که نمیتونم چیزی
بخورم
س:مشروب میخوری؟
ج:خیلی نمیخورم.بعضی وقت ها ازم دعوت میکنن واسه مشروب بریم بیرون ، دست کم
یکی دوبار در سال.با مدیرم دو بار درماه میریم میخوریم ولی بعضی وقت هامجبوریم به
خاطر کار تعطیلش کنیم.همین الان هم بهونه کرده که نمیتونه بیاد(مدیرش میزنه زیر
خنده)اگه زیاد بخوری تو اینه که خودتو
نگاه کنی میبینی که چاق شدی
س:تو استعداد سریع
چاق شدن داری
ج:من گوشت دوست
دارم ....ولی برای داشتن هیکل مناسب باید از غذام حذفش کنم
س:تو یه ورزشکار
قدرتمندی و به ورزشکار بودنت هم مغروری ولی....
ج:راستش من به
ورزشکار بودنم مغرور نیستم...غیر از اسکی.
من اسکی درون سالن
و دوچرخه سواری کوهستانی و موتورسواری و .... دوست د ارم.من انواع ورزشها رو
امتحان کردم. ورزش دو هم انجام میدم گرچه مسافت های کامل رو نمیدوم .یه بار تو
کنفرانس ماراتون شکرت کردم ولی میتونم بگم که در دو بهترین نیستم.
س:تو هنر زیادی داری و حالا هم که بازیگری
میکنی. فکر میکنی تقدیرت این بوده؟
ج:خیلی ها دلشون
میخواد بازیگر باشن.این دیگه تو خون ادمه.همین که بخوای کاری رو انجام بدی پیشرفتت
شروع میشه.من دوست دارم نقاشی کنم ولی نه نقاشی معمولی .نمیخوام نقاشی ام عادی
باشه من به زیبایی نتیجه نقاشی فکر میکنم.هنرهای زیبا در دانشگاههای کره درس داده emfنمیشه واسه همین من رفتم امریکا درس خوندم.ولی به خاطر
(بحران
اقتصادی کره)مجبور شدم برگردم کره(میخنده)
وقتی برگشتم زندگیم
متغیر بود.شدم راننده مادرم یه روز یکی بهم گفت با این نگاهی که داری میتونی
بازیگر بشی .....واسه همین توی یه ازمون عمومی تست استعداد شرکت کردم و قبول
شدم.هیچکس نمیدونست که من این امتحان رو دادم
س:یعنی از مادرت هم
مخفی کردی؟
ج:اره.اولین
امتحانی که دادم و قبول شدم واسه اعتماد
به نفس خودم بود و بعدشم یکی دیگه و یکی دیگه.یه صحنه واقعی رو هم با یه بازیگر زن
حرفه ای به عنوان تست دادم که واسه استودیو ام بی سی بود .از تسلط اون بازیگر زن
ترسیده بودم و
همه نوشته ها یادم
رفت.هیچ کاری نمیتونستم بکنم همه دیالوگ ها از یادم رفته بود.واسه همین رو خودم
نذاشتم ونگاه به متن کردم.مسئول ازمون اونجا بود و بهم گفت که به اون بازیگر زن
نگاه نکنم و نترسم.بعلاوه یه تازه کار مثل من لازم بود که رو کارش نظارت بشه .وقتی
در حال اجرا بودم نه کسی منو میشناخت نه کسی میدونست من کیم یا پدرومادرم کین.اگه همه فهمیدن مادرم کیه ،دیگه نمیخواست تست بدم .چون
مادرم پارتی های کلتفتی داشت.من میخواستم امتحان بدم تا به خاطر استعداد خودم قبول
بشم نه مادرم .واسه همین به کسی نگفتم که من ازمون بازیگری دادم
س:مادرت از اینکه
بازیگر شدی ازت انتقاد نکرد؟
ج:اولا من کارم رو
مخفیانه شروع کردم و کسی نمیدونست .بعدهم مادرم هم کار دوبله انجام داده و هم
دردوران مدرسه اش تو دبیرستان تئاتر بازی میکرده.اون رو به عنوان یه هنرمند کهنه
کار میشناسن.مادرم مثل یه معلم مشهور برای یه شاگرد تازه میمونه.مادرم به هنرمند بودنش مغروره واسه همین اگه کارم رو
خوب انجام ندم روش اثر میذاره. پس مجبورم کارهام و نقشه هام رو ازش مخفی کنم
س:واسه ایفای نقشت
ازمادرت کمک میگیری؟
ج:اوضاع خطری
میشه.وقتی به شاگردهای جدیدش درس میده عصبانی نمیشه ولی وقتی به من چیزی یاد میده
بهم میگه "ادم خنگ" یا سرم داد میزنه (میخنده) و همه چی بهم میریزه.من
باید بتونم رو متن تمرکز کنم و به نقشم توجه کنم
س:در کره همه بهت
نگاه میکنن.حواست به رفتارت هست؟
ج:وقتی بچه بودم با
هرچی و هرکی که بازی میکردم مهم نبود.مادرم همیشه بهم میگفت وقتی بیرون از خونه ام
باید مواظب رفتارم باشم و همیشه باید متواضع باشم .ما اینجوری بزرگ شدیم
س:بچگی هات
میتونستی شیطنت کنی؟
ج:من ارومم...بچگی
هام خوب درس نمیخوندم(میخنده)
س:دراینده دلت
میخواد به عنوان یه بازیگر، چطوری ازت یاد کنن؟
ج: (یه کم فکر
میکنه) دوست دارم به عنوان یه بازیگر قابل احترام ازم یاد کنن
بعد از مصاحبه چند
تا عکس باهم گرفتیم.ما تنظیمات محل عکاسی رو انجام دادیم تا مهمان ما به محیط عادت
کنه.اول از همه نمیتونست حالتی رو که دوستداشت بگیره واسه همین یه کم مکث کرد و
وقتی که به اتاق استراحت برگشت یه بطری اب معدنی دستش بود و حالش هم بهتر بود. ما
شروع به فیلمبرداری کردیم.وقتی دوربین شروع به کار کرد سونگ پیش کارکنان و خدمه
بود.کارکنان میگفتن سونگ مثل یه ستاره بازیگری رفتار نمیکنه اون مثل یه ادم عادیه که شخصیت معمولی
داره.چکیده مطلب اینکه اون یک چهره مشهوره
که مردم به وجودش افتخار میکنن.
منبع:koraen
actor & actress
کیم اول دونگ
متولد پنجم سپتامبر 1946
متاهل، یک فرزند پسر به نام سونگ ایل گوک و یک دختر به نام سونگ سونگ لی
تحصیلات در دانشگاه کوریو
مسئله جالب اینه که اکثر بازدیدکننده ها به جای این که از خودش تعریف کنن گفته
بودن دستت درد نکنه با این بچه تربیت کردنت
تا اونجایی که من دیدم فقط یه نفر از خودش تعریف کرده بود
من دوست دارم فیلم های شما رو ببینم و صدای شما من رو یاد الینور روزولت بانوی
اول امریکا میندازه ، لبخند قشنگی دارین
یکی از بازدید کننده ها هم نوشته بود من اگه نگم یکی از میلیون ها، یکی از
هزاران عاشق سونگ هستم که
اون واقعا قشنگه ، خیلی کامله خلقتش خداییه.الان میفهم معنی
"بریده شدن نفس " یعنی چی چون اولین باری که دیدمش نفسم برید. من اگه
نگم یکی از میلیون ها، یکی از هزاران عاشق سونگ هستم. از این احساسی که نسبت بهش
دارم در عذابم.من دارم کم کم به کره علاقه مند میشم به فرهنگش ، به مردمش به
تاریخش و تقریبا به هرچیزی که در کشور شماست علاقه مندم چون باعث میشه بتونم به
کره بیام و اتفاقی سونگ ایل گوک رو ببینم.ولی شاید اون موقع سونگ با کسی ازدواج
کرده باشه و واقعا اون موقع دل میلیون ها تماشاگر دوستدار سونگ میشکنه.(این بدبخت
برای ازدواجش هم باید از همه ملل و سنن و
قوم و قبیله اجازه بگیره و گرنه جنگ جهانی سوم راه می افته).در هر حال خانم کیم من
واقعا از خدا تشکر میکنم که باعث شد یه همچین پسر فوق العاد ه ای رو به دنبا
بیارین.کسی که صورتش و حتی سریالهاش اشک ها و خستگی ها رو از بین میبره و من اینجا در کشورم فیلیپین شب
و روز به اون فکر میکنم و سعی میکنم این واقعیت رو قبول کنم که اون مال من نخواهد
بود.روزتون خوش
مواظب خودتون و خانواده و مخصوصا سونگ باشین.خدا پشت و پناهتون
متن خبر
تاریخ انتشار خبر شنبه بیست و دوم دسامبر 2007 معادل
یکم دی 1386
این دفعه واقعا خبر یه جشن روداریم.سونگ ایل گوک در
ماه مارس سال جدید با دوست دخترش که وکالت خونده ازدواج میکنه.طبق گفته یکی از
افراد نزدیک به سونگ ، اون بیش از یک ساله که به این دختر علاقه داره .دوست سونگ
گفت سونگ این دختر رو در پایان سال 2006درست وقتی که میخواسته امتحانات وکالتش رو
بده دیده و اون موقع سونگ حسابی به خاطر
ساخت جومانگ سرش شلوغ بوده و نمیتونسته
تاریخ ازدواج رو معلوم کنه و بیشتر به
دختره زنگ میزده .
اما بعد از اینکه اون خانم امتحاناتش رو با موفقیت
به پایان رسونده سونگ علاقه اش رو براش
اشکار کرده
زن اینده اش (این کلمه عین کلمه موجود درمتنه
نویسنده از کلمهthe wife to be
استفاده کرده) از لحاظ سنی پنج سال از
خودش کوچیکتره
سونگ هم قاطی مرغ ها شد....
سونگ ایل گوک:" دوست ندارم مبلغ باشم"
من نمیتونم خیلی خوب صحبت کنم.برای همین هم فکر نکنم بتونم
در واقعیت مبلغ خوبی باشم.
اینا حرف های سونگ ایل گوکه که در یک سریال درام نقش یک
مبلغ رو داره و فیلمبرداری اون از دهم اکتبر شروع شده.
سونگ میگه:"برای مبلغ بودن اول از همه باید بلد باشی
خوب حرف بزنی ، ولی من این خصوصیت رو ندارم ، بنابراین اگه ازم بخوان مبلغ باشم
نمیتونم.اگه قرار باشه تبلیغ چیزی رو بکنم حتما خراب میکنم.یه مدت قبل لیندا کیم و
دخترش به محل فیلمبرداری ما اومدن که من خیلی تعجب کردم.ناراحت شدم چون انقدر سرم
با فیلمبرداری شلوغ بود که حتی وقت نشد با هاش حرف بزنم.
برخلاف نقش هاش در "جومانگ" و "مبلغ"
که ادم خیلی راحت و با اعتماد به نفسی هست ، همه با خجالتی بودنش و رفتار محتاطانه
اش میشناسنش...همیشه تو مصاحبه هاش در حال کشمکشه
حتی توی مصاحبه بعد از شروع سریال مبلغ میگه"واقعا
نمیدونم چی شد که من بازیگر شدم" یه لحظه فکر میکنه و میگه: نمره هام خیلی بد
بود برای همین باید دوباره امتحان ورودی دانشگاه میدادم.وقتی مادرم واسم فال گرفته
بود بهش گفته بودن که من بازیگر میشم.ولی اصلا باور نکرده بود.من یه ذره استعداد
بازیگری هم نداشتم واسه همین تا اون موقع هم مادرم حس نکرده بود من میتونم بازیگر
بشم(مترجم مادر سونگ ایل گوک به اسم کیم اول دونگ بازیگر هست).من ادم خیلی درون
گرایی هستم که از نقاشی کردن لذت میبره، ولی حتی این حسم هم تغییر کرده.فکر کنم
هروقت جلوی دوربین می ایستم عوض میشم(به خاطر نقش هام).وقتی در حال بازی هستم شاد
ترین ادم دنیا هستم.
سونگ اضافه
کرد:"ازم میپرسن که فیلمبرداری در دریا برات چطوریه، به نظرم میاد وقتی
کارهای سختری انجام میدم انرژی بیشتری دارم و از پروژه های فیلمسازی سخت تر بیشتر
لذت میبرم.در ضمن زمان هم زودتر میگذره."این درام به زبان انگلیسه ، خودش
میگه:"پر استرس ترین بخش فیلمبرداری این درام همین انگلیس بودنش بود.خیلی
اضطراب اور بود."ولی اون تو همون قسمت اول هم انگلیسی رو روون حرف میزنه .وقتی
بهش میگیم:"تلفظ کردنت خوبه" لبخند میزنه و میگه :"ممنون.قبلا ها برای
یادگیری زبان رفتم خارج .خودم هم میخوندم."هر دو سریال "مبلغ" و
"افسانه" در یک زمان با هم رقابت میکنن.سونگ میگه:"ما حداکثر
تلاشمون روبرای هر دو تا درام کردیم .امیدوارم هردوش خوب شده باشه.مادرم از مشتری
های پرو پا قرص "بائ یونگ جون "هست.برای همین از "افسانه"
خیلی خوشش میاد.وقتی "مبلغ" هم شروع بشه نمیدونم کدومشون رو نگاه
کنه.ولی گمونم لااقل روزهایی که من خونه هستم "مبلغ" رو نگاه کنه."
سونگ ایل گوک که به خاطر سریال جومانگ به ستاره ملی
تبدیل شده به مدت هفت ماه در تلویزیون ظاهر میشود .
وی در کنفرانسی که در پنجمین روز ماه اکتبر برگزارشد
اعلام کرد که همونطور که درحال ساخت فیلم جومانگ بوده مجذوب داستان و مفهوم "نماینده پارلمان" شده.در سریال نماینده
پارلمان سونگ ایل گوک نقش یک دلال اسلحه به نام هری را دارد و نقش وی بر خلاف
جومانگ در دوران معاصر است ، گرچه به
اندازه جومانگ سحر انگیز بازی میکند
در پاسخ به این سوال که در مواقعی که مثل الان بدون وقفه در
حال فیلمبرداری نیست و وقت ازاد دارد چه
میکند میگوید:حین فیلمبرداری جومانگ در یه مسابقه سه گانه شرکت کردم(به زودی
مصاحبه اون رو هم براتون میذارم)
هر شب من در حال فیلمبرداری بودم و 4ساعت رانندگی کردم و
بلافاصله بعد از رسیدن به محل مسابقه هم مسابقه شروع شد.ولی رکوردم از همه
رکوردهای فعلی خودم بهتر شد.انگار وقتی بیشتر خسته ام بیشتر انرژی به دست میارم.من
ذاتا خیلی بنیه جسمی قوی دارم.
برخلاف جانگ جین یونگ که گفته بود شرایط فیلمبرداری در
قرقیزستان بد بوده سونگ گفت که من به عنوان یه بازیگر لحظات سختی نداشتم.این
کارکنان بودن که به خاطر شرایط بد سختی میکشیدن.من شخصا به خاطر طبیعت دست نخورده
قرقیزستان خیلی تجربه خوبی کسب کرده ام.طبیعت اونجا برای فیلمبرداری عالی بود.
اونجا یه محلی هست که به قشنگیه نیوزیلنده که هم بیابون
داره هم دریاچه.و چون اونجا هیچ هواپیمایی پرواز نمیکنه اسمون همیشه صافه
بیست و سه
دسامبر 2007-
منبع :
enjoy
طبق مصاحبه مدیر
برنامه سونگ ایل گوک و اطرافیانش (سی وشش ساله)برخلاف شایعات، وی در ماه مارس اینده
در aازدواج نمیکند.بر پایه همین خبربرنامه ازدواج سونگ و خانم
روز پانزدهم یا
بیست و یکم مارس بوده ،اما اطرافیانش سریعا این خبر را انکار کردند.
تعداد زیاد
مکالمات سونگ وقیمت گزاف انها در طول زمان فیلمبرداری سریال مبلغ درامریکا دلیل بر
نقشه ازدواج در سال اینده نیست.(یاسی:به نظر من که نویسنده نیش و کنایه زده ، نظر
شما ها رو نمیدونم)
a این اخبار از اطلاعات بی پایه شروع شد.سونگ انکار
نکرده که با خانم
قرار و مدار
نگذاشته و یا اینکه اون دوست دختر فعلی اش نیست،و گفته مادرش هم (کیم اول دونگ) مایله که اون دو تا با هم ازدواج کنن.و این به این معنی aاست که فرضیه ازدواج سونگ و خانم
به حقیقت تبدیل
میشه.
طبق گفته دوست
سونگ، خود سونگ باید در مصاحبه ها این حرف و حدیث ها رو روشن کنه.
س:حتما
از اینکه سه تا مسابقه دادی خسته شدی؟
س
ا گ:یه کم
س:رکورد
فعلیت سه ساعت و ده دقیقه است، باید اینقدر میزدی؟
س
ا گ:بله در اصل رکوردم دو ساعت و چهل دقیقه بود ولی این بار مسابقه سخت بود
توی
سی دقیقه اخر یه کم کند شدم
س:کدومش از همه سخت تر بود؟
س
ا گ:معلومه که دوچرخه سواری.همش باید پاتو بیاری پایین و ببری بالا واسه همین
رکوردت زیاد میشه
س:از
همون لحظه که شرکت کردی همه به خاطر سریال جومانگ میشناختنت.تو این مسابقه دعوت
شدی یا خودت شرکت کردی؟
س
ا گ:نظر شما چیه؟نصف نصف اجباری بود(میخنده)
س:تو
چه زمینه هایی شرکت کردی میشه اسم ببری؟
س
ا گ:شنا، دو، دوچرخه سواری .سه گانه
س:بین
این سه تایی که گفتی تو کدومش از همه ماهرتری؟
س
ا گ:دوچرخه سواری.چندین سال دوچرخه سواربودم.تو این از همه ماهرترم.ولی چون شکست
خوردم(مترجم منظور توی همین مسابقه فعلی)
خیلی
ناراحت نیستم و فقط به این فکر میکنم که خوش شانس بودم که تونستم شرکت کنم وهمین
واسه من کافیه که فکر کنم برنده شدم
س:چه
فایده ای واست داره؟
س
ا گ:سه گانه؟واسه بدن خوبه ، واسه رژیم و تو ورزش ها اینا از همه بهتره.وقتی با
خانواده میرم بیرون طول راه گردش رو پا میزنم.
س:توی
اون مسابقه سه گانه ای که امسال دوباره برگزار میشه شرکت میکنی؟
س
ا گ:البته
س:ممنون
س
ا گ:ممنون!
مترجم
یاسی
منبع ویکیپدیا
سونگ ایل گوک یک بازیگر مشهور کره جنوبی است.اون به خاطر بازی در درام هایی
مثل جومانگ مشهور شد.اون در دانشگاه چونگیو تحصیل کرد و با تئاتر و فیلم هنرهاش رو
کامل کرد.اون نوه کیم جوا جین ، یک ژنرال مشهور است که در عملیات ضد مبارزان ازادی
خواه ژاپنی در دهه 1900نقش داشت.همچنین
پسر بازیگر زن کینگ اول دونگ هست
جوایز:بهترین بازیگرمرد(طلایی) 2006 ام بی سی
جایزه دائسانگ مربوط به درام ها -2006
ام بی سی
جایزه بهترین بهترین ها مربوط به درام ها 2006-ام بی سی
جایزه بهترین بازیگر مرد ، مشهورترین بازیگر مرد ، بهترین زوج بازیگری( با سو
ا ئ) 2006 ام بی سی
بهترین بازیگر مرد مربوط به بخش بازی ها 2005 کا بی اس
جایزه بهترین زوج بازیگر(با هان گا این) 2004 کابی اس
جایزه بهترین بازیگر جدید مربوط به بخش بازی ها 2002 کا بی اس
یک جراح پلاستیک عکس ترکیبی از صورت مردان ایده ال کره
ای رو ساخته و منتشر کرده.ری سیونگ چول رییس جراحان پلاستیک در بیمارستان عمومی
هانیل این تصویر ترکیبی رو از صورت شانزده ستاره کره ای ساخته.ری قبلا هم این کار
رو با ساختن تصویری ترکیبی از صورت نوزده ستاره زن انجام داده بود.
این صورت ایده ال مردانه ، شامل بخش های از صورت
های: کانگ دونگ ون ، کوان سانگ وو، کیم رائ ون ، مون جونگ هیوک( اریک مون)، بائ
یونگ جون ف جونگ جی هون، سونگ ایل گوک، ون بین ، لی وان، جانگ دونگ گان، جائ هی ،
جو این سئونگ، جا هایون جائ، جی سئونگ، جی جین هی، و هیون بین هست...
تمام این ستاره ها نه تنها در کره بلکه در چین و
ژاپن هم شناخته شده هستند.او صورت انها را بایک برنامه کامپیوتری به نام bapa تحلیل کرد تا تحلیل مناسبی از اب دربیاد.نتیجه هم این بود:
یک صورت لاغر با استخوان های گونه لاغر و چانه صاف ، چشمان درشت، بینی بلند و لب بالایی
کوچک