یه مادمازلی به اسم یون که در واقع یه دختر مدرسه ای هست به صورت اتفاقی توی پارک با یه پسره دعواش میشه
دختره توی پارک از این لباس های دایناسوری میپوشه و پسره هم همینو میکنه بهونه و سر به سر دختره و میذاره و با دوستاش کلی بهش میخندن


دختره هم برای تلافی یه لیواان اب میوه رو خالی میکنه روی سرش
از بخت بد اینا با هم همسایه هم در میان و یه شب که دختره میخواسته یواشکی بره سر کار،پسره (بازیگر نقش مقابل هوانگجین) می بیندش

بهش میگه یا قول میدی تا چند روز گیتار منو واسم از مدرسه بیاری تا محل تمرین یا همین الان داد و بیدا د میکنم تا داداشت بیاد بیرون و ببیندت
دختره هم که چاره ای نداره از ناچاری قبول میکنه
فرداش دختره با یه دختره دعواش میشه و اونو میزنه و دختره کتک خورده ،از دوست پسر غولش کمک میخواد
اون گای به کمک یون میاد و از همون روز گیتارشو براش از مدرسه تا محل تمرین میبره
توی محل تمرین دختره یه پسری رو میبینه به اسم کانگ که هردو از دیدن همدیگه تعجب میکنن،کانگ بهترین دوست اون گای هم هست که در گروهش گیتار میزنه
اون گای به شدت مجذوب یون و دیونه بازی هاش میشه ،یه روز به صورت اتفاقی اون گای م یفهمه که یون و کانگ ده سال با هم دوست بودن و یه روز بابای کانگ با ماشین یه نفر رو زیر میگیره و فرار میکنه و طرف هم میمیره




یون که شاهد این ماجرا بوده به پلیس میگه و به این ترتیب خانواده کانگ از هم میپاشه
کانگ واسه تلافی دوستاش رو میفرسته سراغ یون که اونو..........

بعد از مدتی کانگ که هم از ته دلش یون رو میخواد و هم از کاری که قبلاکرده شرمند ه ا ست ،به یون مجدد ابراز علاقه میکنه و اون گای هم که به شدت اونو دوست داره ،کانگ که نمیخواد در رقابت با دوستش عقب بمونه به یون میگه یا با من میمونی و اون گای رو ول میکنی یا اینکه خودکشی میکنم....




یون مجبور میشه بره پیشش تا مبادا خود کشی کنه،داداش یون میفهمه و چون دل خوشی بابت او ن قضیه از کانگ نداره به اون گای میگه بدو بیا که خواهرم از دست دررفته
هردوتاشون پشت در خونه انتظار یون رو میکشن.....

دختره توی پارک از این لباس های دایناسوری میپوشه و پسره هم همینو میکنه بهونه و سر به سر دختره و میذاره و با دوستاش کلی بهش میخندن


دختره هم برای تلافی یه لیواان اب میوه رو خالی میکنه روی سرش
از بخت بد اینا با هم همسایه هم در میان و یه شب که دختره میخواسته یواشکی بره سر کار،پسره (بازیگر نقش مقابل هوانگجین) می بیندش

بهش میگه یا قول میدی تا چند روز گیتار منو واسم از مدرسه بیاری تا محل تمرین یا همین الان داد و بیدا د میکنم تا داداشت بیاد بیرون و ببیندت
دختره هم که چاره ای نداره از ناچاری قبول میکنه
فرداش دختره با یه دختره دعواش میشه و اونو میزنه و دختره کتک خورده ،از دوست پسر غولش کمک میخواد
اون گای به کمک یون میاد و از همون روز گیتارشو براش از مدرسه تا محل تمرین میبره
توی محل تمرین دختره یه پسری رو میبینه به اسم کانگ که هردو از دیدن همدیگه تعجب میکنن،کانگ بهترین دوست اون گای هم هست که در گروهش گیتار میزنه
اون گای به شدت مجذوب یون و دیونه بازی هاش میشه ،یه روز به صورت اتفاقی اون گای م یفهمه که یون و کانگ ده سال با هم دوست بودن و یه روز بابای کانگ با ماشین یه نفر رو زیر میگیره و فرار میکنه و طرف هم میمیره




یون که شاهد این ماجرا بوده به پلیس میگه و به این ترتیب خانواده کانگ از هم میپاشه
کانگ واسه تلافی دوستاش رو میفرسته سراغ یون که اونو..........

بعد از مدتی کانگ که هم از ته دلش یون رو میخواد و هم از کاری که قبلاکرده شرمند ه ا ست ،به یون مجدد ابراز علاقه میکنه و اون گای هم که به شدت اونو دوست داره ،کانگ که نمیخواد در رقابت با دوستش عقب بمونه به یون میگه یا با من میمونی و اون گای رو ول میکنی یا اینکه خودکشی میکنم....




یون مجبور میشه بره پیشش تا مبادا خود کشی کنه،داداش یون میفهمه و چون دل خوشی بابت او ن قضیه از کانگ نداره به اون گای میگه بدو بیا که خواهرم از دست دررفته
هردوتاشون پشت در خونه انتظار یون رو میکشن.....

